شنبه ۱۵ مهٔ ۲۰۱۰

فریاد علیه بیداد



HTML clipboard

روز پنجشنبه 16/2/89 صدها تن از افغانان خشمگین با سنگ و چوب به ساختمان لانه جاسوسی رژیم ولایت فقیه ایران در کابل حمله کردند و شعارهایی بر ضد رژیم جور و جنایت ولایت فقیه سر دادند و عکسهای خامنه ای و احمدی نژاد را پاره و لگدمال کردند و به آتش کشیدند و خشم خود را بر سر آدمک احمدی نژاد فرو ریختند.

مردم افغانستان از اعدام بی رویه پناه جویان افغان در ایران شدیدا ناراحت اند و این دومین باریست که در ظرف چند روز علیه رژیم ولایت فقیه در کابل تظاهرات می کنند، بنابه گفته ی آگاهان در طی چند هفته حدود 48 افغان به اتهام مواد مخدر در شکنجه گاه های رژیم ایران اعدام شده اند، اعدام بی وقفه ی کارگران و پناه جویانی که به اتهام واهی مواد مخدر و بدون محاکمه علنی و حق دفاع داشتن به چوبه دار آویخته می شوند افغان های صبور و رنج کشیده و مادران داغدیده را به انزجار علیه رژیم نامشروع ولایت فقیه واداشته و آنان را بر سر خشم آورده است، این بار اول نیست که در طی چند هفته تعدادی از پناه جویان افغان توسط دژخیمان رژیم جور و فساد ولایت فقیه اعدام می شوند بلکه در طول سی سال این روند ادامه داشته و جمع زیادی از جوانان بی کس و بی گناه افغان در بیدادگاه های رژیم محکوم به اعدام شده و راهی چوبه های دار گردیده اند.

هر چند مواد مخدر یک پدیده شوم و خانمانسوز است و جرم آن در ایران اعدام است لیکن این یک امر روشن و واضح است که در بیدادگاه های انقلاب نگاه ها و دیدها نسبت به افراد متهم متفاوت است و نگاه قضات بی باور و ددمنش رژیم نسبت به افغان ها در اصل یک نگاه دشمنانگی و خصومت است و متهم اگر افغان و به خصوص سنی باشد قاضی های کینه توز نیازی به بررسی اتهام وارده نمی بینند و بلافاصله حکم اعدام را صادر می نمایند.

رژیمی که در قتل و کشتار و اعدام شهروندان خود، در جهان رکورد دار است یقینا نسبت به پناه جویان افغان بی رحمانه تر رفتار می کند و بدون هیچگونه واهمه ای به کشتار رومی آورد، سردمداران رژیم درطول دوران حکومت خونبارشان عداوت و دشمنی خود را نسبت به افغان ها با اشکال مختلف نشان داده اند و همواره در پی نا امنی و بی ثباتی و نفاق افکنی و جنگ و آشوب در افغانستان بوده و به نوعی از اشکال برای پناه جویان افغان مشکل تراشی کرده اند، بنابراین، روند افغان کشی و اهانت به افغان ها در ایران یک روند سازمان یافته و ریشه ای است و نیروهای رژیم و به خصوص بسیج تشویق به این کار می شوند و حتی از سال 1374 به بعد برای کشتن هر افغانی و از جمله افغان هایی که در نوار مرزی برای امرار معاش خود و از روی مجبوری چند گالن بنزین و گازوئیل جابه جا می کردند جایزه مقرر گردید که این جایزه و پاداش بدون توجه به پیامدهای آن از سی هزار تومان و ده روز مرخصی گرفته تا سیصد هزار تومان و بیش از آن، ارتقا یافت.

با بررسی کارنامه رژیم ولایت فقیه در مورد افغانستان به خوبی روشن می شود که حکومتگران ایران به دروغ و ریا دم از دوستی و برادری و رعایت حقوق همسایگی می زنند و هیچ گاه در عمل خیرخواه افغان ها نبوده اند و همیشه تلاش کرده اند تا به نوعی عقده های خود را بر سر ملت افغان خالی کنند و افغانستان را صحنه فعالیتهای خرابکارانه و جاسوسی خود قرار دهند.

در حال حاضر چون برخی از دست اندازی ها و فعالیتهای خرابکارانه و توطئه های رژیم آشوبگر ولایت فقیه در افغانستان بر ملا گردیده است، سردمداران رژیم تلاش می کنند با افزایش اعدام ها و رد مرز کردن پناه جویان افغان که سیاست همیشگی رژیم بوده است، دولت افغانستان را تحت فشار قرار دهند تا همچون گذشته نسبت به مداخلات بی وقفه ی ایران در امور داخلی افغانستان سکوت اختیار نماید و کماکان سیاست مماشات و اغماض را در پیش گیرد.