یکشنبه ۱۳ ژوئن ۲۰۱۰

سایه سنگین استبداد

HTML clipboard

با وجود درخواست های مکرر اصلاح طلبان برای اجازه راهپیمایی مسالمت آمیز در سالگرد انتخابات 22 خرداد 88، اجازه راهپیمایی به مردم داده نشد، و این دور از انتظار نبود و واضح و روشن بود که اجازه داده نمی شود چرا که سردمداران رژیم ولایت فقیه قایل به حقوق مردم و حق انتخاب نیستند و به آزادی بیا ن و عقیده اعتقادی ندارند و هیچ نوع اعتراضی را تحمل نمی کنند و از طرفی هم آن قدر جنایت و خیانت در حق ملت کرده اند و از مردم بیگانه گشته اند که همیشه در ترس و هراس از مردم به سر می برند و هر فریادی را علیه خود می انگارند و در برابر فریاد های آزادی خواهی و حق طلبانه خود را له و لورده میبینند.

استبداد ولایت فقیه در حال حاضر به اوج خود رسیده و در تمام شئون زندگی مردم ایران حکم فرما است و سایه سنگین آن در هر جا عیان و آشکار است، دولت گماشته شده ولی خودکامه فقیه، بیش از هر زمانی، تهدید و ارعاب و سرکوب و آدم کشی را سرلوحه کار خود قرار داده و به حد تحمل ناپذیری رسانده است، احمدی نژاد گماشته خامنه ای با زبان تهدید پیش می رود و با بی حیایی بر سرکار مانده است، از این رو تحمل مردم از این همه دروغ و جنایت و آدم کشی و اهانت به سر آمده و در هر مناسبتی خشم خودشان را بروز می دهند و بر سر استبداد می کوبند.

هر چند دژخیمان رژیم ولایت فقیه، توانسته اند با اعدام ها و آدم کشی های بی وقفه، حق خواهان را به طور موقت سرکوب کنند اما هرگز نتوانسته و نخواهند توانست اراده مردم را بشکنند و آنان را به تسلیم و سازش وادارند، در طول تاریخ هیچ رژیمی نتوانسته با سرکوب و جنایت به حیات ننگین خود ادامه دهد، زیرا سرکوب نشانه ضعف و بی ثباتی و تزلزل و نابودی سرکوبگران استُ و رژیم ولایت فقیه هم از این قاعده مستثنی نیست، ملت ایران علی رغم همه سرکوبها در پی رهایی از استبداد بر آمده و تا نابودی این رژیم خودکامه از پای نخواهند نشست.

یقینا خون این همه شهیدی که در راه آزادی از استبداد ریخته شده است هدر نخواهد رفت و تلاش های پیگیر و مستمر پاسداران خون شهدای راه آزادی به زودی به ثمر خواهد نشست و همه اقشار ملت ایران از چنگال دیو استبداد ولایت فقیه رهایی خواهند یافت.

به امید آن روز.



شنبه ۲۹ مهٔ ۲۰۱۰

ترفند تکراری استبداد

HTML clipboard

شبکه 2 تلویزیون رژیم ولایت فقیه در تاریخ 3/3/1389 طی اخبار20:30 تحت عنوان " اعترافات جدید ریگی" بخش هایی از اعترافات سانسور شده آقای عبدالمالک ریگی را پخش کرد و در تفسیر آن متوسل به دروغ هایی که تنها از این رژیم ساخته است، گردید.

رژیم نامشروع ولایت فقیه که از حرکت های حق طلبانه سیلی خورده و آبرو و حیثیت آن بر باد رفته است و تنها در سایه سلطه و زور و اسلحه و دروغ و خیانت بر سر قدرت مانده و از آگاهی و حق خواهی مردم شدیدا در هراس است، تلاش بیهوده می ورزد تا بیداری ملت و بخصوص اهل سنت را با ابزار اعترافات که یک ترفند پوسیده و تکراری است از اثر بیندازد و پایه های لرزان و بی بنیاد ولایت فقیه را تحکیم بخشد، پخش اعترافات کذایی که با هدف در تنگنا قرار دادن حرکت های مردمی و وابسته جلوه دادن افراد و سازمان های مبارز و حق خواه صورت می گیرد، در حقیقت کوشش ناامیدانه ایست که سردمداران رژیم هر از گاهی برای جبران فقدان مشروعیت سیاسی- اجتماعی و مذهبی خویش انجام می دهند و از این طریق تلاش می کنند تا اقتدار از دست رفته خود را باز یابند و برای خود وجهه و آبرویی در میان برخی از نا آگاهان کسب کنند.

مردم ایران در طول دوران حکومت ولایت فقیه و به خصوص بعد از انتخابات 22 خرداد 88، این قبیل اعترافات را زیاد دیده اند و میدانند که تحت چه شرایطی و با دستان چه جنایتکارانی و با اقدامات کاملا غیر انسانی، زندانی وادار به سخن گفتن می شود و خیانت پیشگان رژیم با صحنه سازی و عادی جلوه دادن، بخش هایی از آن را نمایش می دهند و از طریق آن به جلب اعتماد مخاطبان بسیجی و سپاهی خود روی می آورند و برای حکومت جور و فساد ولایت فقیه دشمنان خارجی خیالی می تراشند و به توجیه وحشی گریهای خود در داخل کشور می پردازند.

این ترفندهای تکراری و منحصر به فرد حکومت ولایت فقیه که نماد درندگی و درماندگی آن است تا به حال هیچ سودی برای خودکامگان در بر نداشته و نخواهد داشت و برعکس، همدلی با زندانی و لعن و نفرین بر شکنجه گران و اعتراف گیرندگان و انزجار و تنفر از رژیم ر ابه همراه داشته و خواهد داشت.

عبدالمالک ریگی در انظار مردم به ویژه اهل سنت یک قهرمان بوده و همچنان یک قهرمان باقی خواهد ماند، او از معدود قهرمانانی است که در چند سال اخیر با تنفیذ چند عملیات، ضربه های مهلک و جبران ناپذیری بر پیکره پوسیده رژیم ولایت فقیه وارد کرد و مبارزان جان نثار تحت فرمان او یعنی" جندالله" در این مدت حماسه آفریدند و پوزه ی سرداران پوشالی سپاه درنده صفت چنگیزی نظام را به خاک و خون مالیدند.

هر چند با دستگیری عبدالمالک صدمه بزرگی به نهضت آزادی خواهی اهل سنت ایران وارد آمد، اما بر خلاف تصور سردمداران رژیم که با دستگیری وی باد به غبغب انداختند و جشن گرفتند و همه حرکت ها ی مردمی و مشکلات موجود در مناطق سنی نشین و به خصوص در بلوچستان را تمام شده قلمداد کردند و چنان هیاهویی راه انداختند که گویا جهان رافتح کرده اند، سرزمین ایران وبه خصوص بلوچستان قهرمانان و دلاور مردان زیادی همچون عبدالمالک را در خود پرورانده است که این دلاور مردان می توانند در هر جا عرصه را بر ددمنشان تنگ و تنگتر نمایند و ذلت و خواری برای آنان به ارمغان آورند و پوزه ی بسیجیان و سپیاهیان چنگیز زمان را به خاک مالند.

شیر مردان اهل سنت اگرچه شیر مردی از خطه بلوچستان را از دست داده اند اما عملا ثابت کرده اند که بازداشت وی پایان حرکت های حق طلبانه نبوده و نخواهد بود و فعالیتهای حق خواهانه و آزادی بخش متوقف نخواهد گردید بلکه علی رغم تلاشهای مذبوحانه رژیم، مبارزه علیه بیداد حکومت ولایت فقیه کما کان به پیش خواهد رفت و پیکارجویان سر بر کف اهل سنت اعم از حزب الفرقان و جندالله و سایر سازمان های آزادی خواه دست در دست هم داده و با وحدت و یکپارچگی خویش و با صلابت و شدت تمام به مبارزه بی امان خود ادامه خواهند داد و تا سرنگونی رژیم مستبد ولایت فقیه، دست از جهاد و پیکار نخواهند کشید.

دوشنبه ۲۴ مهٔ ۲۰۱۰

پیام تبریک و تسلیت

باری دیگر دست خفاشان خون آشام ولایت فقیه به خون یکی دیگر از فرزندان اهل سنت آغشته شد و با تکرار اعدام های زنجیره ای چهره ی کریه ی خود را به نمایش گذاشتند با گمان اینکه می توانند حرکت خروشان اهل سنت را خاموش کنند.

زهی خیال باطل

بله امروز دوشنبه 3/3/89 عبدالحميد ريگي برادر عبدالمالك ريگي رهبر جندالله در محوطه زندان زاهدان به شهادت رسید

ما مجاهدین حزب الفرقان اهل سنت ایران این ضایعه را به جامعه اهل سنت ، جوانان مبارز و خصوصا خانواده و همسنگران آن شهید بزرگوار تبریک و تسلیت عرض می نماییم .

حزب الفرقان اهل سنت ایران

راه رهایی اهل سنت از سلطه گروهک ضاله حجتیه

HTML clipboard

یحلفون بالله ماقالوا ولقد قالوا کلمة الکفر توبه 74

منافقان به خدا سوگند می خوردند که ( سخنان زننده ای ) نگفته اند. آری ! فرزندان صفویه نیز آن گونه اند که قرآن از آن خبر داده است، اینان بدتر از منافقان صدر اسلام اند؛ چرا که تعلیم یافته مکتب ابن سبای یهودی نیز هستند و ترفندها و نیرنگهای عوام فریبانه را از دو ابن یعنی ابن ابی منافق و ابن سبای یهودی، به ارث برده اند، این دشمنان کینه توز اسلام و مسلمین تحت پوشش تولیّ و تبرّا دست به هر جنایت و خیانتی می زنند و به مخلص ترین و پاک ترین اولیای خدا صحابه پیامبر صلی الله علیه وسلم و به مادر مومنان عایشه صدیقه طاهره، توهین می کنند و رکیک ترین الفاظ را بر زبان می رانند و آن را جزو اصول اعتقادی خویش قلمداد می کنند، به بهانه محبت با اهل بیت، تخم نفاق و تفرقه را در میان امت کاشته اند و سعی بر آن دارند تا فرهنگ منحط و پوچ تشیع صفویه را که بنام اسلام ناب از آن یاد میکنند، جای گزین ارزشهای اسلامی و سیرت صحابه نمایند، با دشنه محبت با اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وسلم عطش انتقام خویش را فرو می نشانند و بغض و کینه مجوسی گری خودشان را نسبت به جان نثاران پیامبرابرازمی دارند.

این گمراهان،از مذهب همچون ابزاری برای پیشبرد اهداف شومشان استفاده می کنند، و اگر روزی تقیه را برای مخفی نگاه داشتن اعتقادات واقعی خویش لازم می دانستند و آن را از ضروریات دین ساخته و بی پایه خود قلمداد می کردند و به حضرت جعفر صادق و یا به یکی دیگر از ائمه دین نسبت می دادند، در حال حاضر شیخهای رذیل رژیم بر سر منابر عربده کشان می گویند :

دوران تقیه ما بسر آمده و ما باید عقاید واقعی خود مان را اظهار نماییم و با همین ایده است که مراسم زننده ای را همچون عیدالزهرا با پخش پوسترهای ابولولو مجوسی قاتل حضرت عمر رضی الله عنه، همه ساله با آب و تاب بر گزار می کنند و کتابهای سراپا توهین آمیز به مقدسات اهل سنت،انتشار می یابد از قبیل :

کتاب”حقیقت وحدت در دین“ نوشته آیت شیطان یعسوب الدین رستگار،که معتقدات شیعه را نسبت به اهل سنت بیان داشته است،و کتاب”انسان از مرگ تا برزخ“ نوشته نعمت الله صالح حاجی آبادی،که با نقل خوابهای روضه خوانان، به خلفای راشدین و یاران جان فدای پیامبر صلی الله علیه و سلم و به ام المومنین عایشه صدیقه رضی الله عنها،دهن کجی کرده و به اصطلاح برزخ آنان را وانمود ساخته است و زیر بنای اعتقادی اهل سنت را زیر سوال برده و حقد و کینه مجوسیان صفویه را نسبت به اصحاب پاک پیامبر صلی الله علیه و سلم ابراز داشته است. همین توهین های بی وقفه به مقدسات مذهبی اهل سنت است که جان ها را به لب آورده و غیرتمندان دینی را به واکنش وا داشته است.

هر چند عده ای هستند که می گویند :

یک دست صدا ندارد،از یک گل بهار نمی شود، یک فریاد انعکاسی ندارد، و با دست خالی نمی توان کاری کرد، باید صبر کرد تا فرجی حاصل شود و لا طائلاتی از این قبیل تحویل مردم می دهند. ولی واقعیت آن است که این گفته ها بهانه ای بیش نیست و برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت است، ما به کسانی که این حرف ها را می زنندمی گوییم :

زبان و قلم شما بسته است و شما مرعوب دشمنان شده و دست بسته در اختیار نظام هستید و عمال صفویه هر بلایی که بخواهند بر سر شما می آورند و از شما استفاده ابزاری می کنند چون از مرگ و از شکنجه می ترسید،از زندان و آوارگی هراس دارید، و از دستهای به زنجیر شده وحشت دارید و به دنیا و زندگی ذلت بار آن دل بسته اید تا آنجا که بطور کلی به حاشیه رانده شده اید و ذلیل و ذلیل تر گشته اید.

چه کسی آزادی را برای شما به ارمغان خواهد آورد،چگونه فرجی حاصل خواهد شد بدون آنکه شما مبارزه کنید و خواستار حق خودتان باشید؟ اگر شما آ زادی خودتان را از لوله تفنگ دیگران می خواهید بد ست بیاورید که این یک امر محال است.

به قول شاعر:

کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من

و مسلماً هیچ بیگانه ای برای شما و فرزندان شما دل نخواهد سوخت،واگر به وضعیت موجود جهان بنگرید کاملاً متوجه خواهید شد که غیر از اهل سنت ایران،سایر ملتهای ستمدیده جهان برای آزادیشان قیام کرده اند و به امید دیگران ننشسته اند، آیا شما از نوجوانان فلسطینی هم ضعیف تر و یا کمترید،و یا خون شما از خون آنان رنگین تر است؟ پس شما هم اگر ایمان و غیرت دارید به پا خیزید و زنجیر زنگ زده فرزندان صفویه را بگسلانید تا آزادی خودتان را بدست آورید و این را بدانید که حق گرفتنی است و دادنی نیست. درابتدا باید مسلح به سلاح دانش و ایمان شوید و دشمنان اسلام و دشمنان قسم خورده صحابه را بشناسید و سپس مانند بسیاری از جان بر کفان راه اسلام، دعوت جهاد با ستمگران را از خانه شروع کنید و بعد به دوستان و علاقه مندان به اسلام سرایت دهید و آنان را آماده سازید تا در صورت نیاز از جان و مال خویش دریغ نورزند،از خود مایه بگذارید و در راه دفاع از قرآن و حرمت صحابه پیشگام شوید و با صدای رسا و با مشت گره کرده به پیش روید که به طور یقین فریاد حق طلبانه شما فریاد ها در پی خواهد داشت و خروش شما کاخهای لرزان رافضی های زندیق را واژگون خواهد ساخت. و این مطلب را به خاطر داشته باشید که شما مدیون جان فشانی های صحابه و رهروان راستین آنان هستید که با خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند و با وجود همه سختیها و فشارها، مکتب بر حق اهل سنت را زنده نگه داشتند و از آن پاسداری کردند، حال نوبت شما است که مشعل صحابه را بدست گیرید و از آن حراست نمایید وبا توطئه های دشمن استوارانه مقابله کنید.

اگر چه کسانی هستند که می گویند : شیوه مبارزه با نظام در عصر حاضر نباید با خشونت باشد بلکه باید از طریق تفاهم پیش رفت؛ چرا که جامعه جهانی شیوه های قهر آمیز را نمی پسندد.

این موضوع را ما هم قبول داریم و بر این باوریم که خشونت چیز خوبی نیست و اگر ملتی از راه های مسالمت آمیز و از طریق تفاهم و رسانه ها و وعظ و ارشاد و انتقاد سازنده و راه پیمایی و گفتگو و غیره، بتواند به خواسته ها و حقوقش برسد،نباید راه خشونت و تصادم را در پیش گیرد بلکه باید راه های مسالمت آمیز را فرا راه خویش قرار دهد.

اما وقتی که همه راه های مسالمت آمیز و فریاد خواهی را به روی ما بسته اند و با ما همانند قیّم رفتار می کنند و تمام رسانه های گروهی و مراکز قدرت را در اختیار و انحصار خود دارند و اعتقاداً و عملاً هیچ حق و حقوقی برای ما قائل نیستند و از حقوق شهروندی و سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادی ما را محروم ساخته اند و در دادگاههای تفتیش عقاید ما را بی جهت محاکمه و در امورات مذهبی ما گستاخانه مداخله می کنند،و به مقدسات مذهبی ما وقیحانه توهین و دهن کجی می نمایند، پس برای ما راهی جز دفاع باقی نمانده است و هر انسان آزاده ای بنا به دیدگاه اسلام و عرف بین المللی این حق را دارد که از هستی و عقیده و حقوق شهروندی خویش دفاع نماید و خواستار احقاق حقوق پایمال شده خود باشد،هر چند این انتخاب مورد پسند حکومتگران ستمگر نمی باشد و خوش آیند برخی از روحانی نمایان سنی نما و تسبیح بدستان بی محتوا و سجاده نشینان ریاکار و فرصت طلبان متملق، نبوده و نخواهد بود.
علاوه ازآن،انتخاب طرق مسالمت آمیز برای رسیدن به خواسته ها و حقوقها، مفید و کارآمد زمانی است که حکومت قانون بر قرار باشد و درآن حکومت آزادی بیان و قلم به معنای واقعی آن وجود داشته باشد،هر شهروندی بدون در نظر داشت عقیده و نژاد از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن برخوردار باشد،رسانه ها همگانی و در انحصار قشر خاصی نباشند،فرمانروایان به عدالت و دادگری تن دهند و در برابرقانون تسلیم باشند و خودشان را بالاتراز قانون و انتقاد ناپذیرندانند،راه پیمایی وراه انداختن تشکیلات آزاد باشد و مردم از مساوات و برابری بر خوردار باشند و...

ولی نه در کشوری مانند ایران که فرد خودکامه و مستبدی بنام ولی فقیه به زور سرنیزه بر گردن مردم حکومت می راند و خودش را منتصب من جانب الله می داند و سیستم و نظام آن تحمل هیچ نوع مخالفتی را ندارد،و در کل یک قدرت کور حاکم است،و زر و زور،تملق و چاپلوسی حرف اول را می زند و سر دمداران آن خودشان را قیمان ملت می دانند و بی شرمانه اعلام می دارند که :

ملت به عنوان یتیم محسوب می شوند و علما به عنوان قیم آنان هستند! بنام التزام عملی به ولایت فقیه با چوب و چماق همه را در یک صف قرار می دهند و مردم را میمون وار وادار به تقلید کورکورانه از شخص خود کامه ای چون خامنه ای و امثال او نمایند.

بنابراین در چنین جو اختناق آمیزی به جز قشر خاصی که در بست در اختیار رژیم هستند و آله کار آن محسوب می شوند،سایر مردم هرگز به خواسته ها و حقوق حقه خویش نمی رسند.

پس چه باید کرد؟

یا باید تن به ذلت و خواری و محرومیت داد و به سازش با ظلم و فساد گرائید و با ستمگران مماشات و خوشامد گویی کرد و مردم را به تن دهی به سرکوب گران تشویق کرد،و یا باید در سنگر مقابله با فرعون و فرعونیان و ظلم و ستم آنان قرار گرفت و مبارزه با ظلم و فساد را فرا راه خویش قرار داد و فریاد و خروش بر آورد و زنجیره زنگ زده چنگیزیان زمان را گسلاند که یقیناً سرانجام از آن حق خواهان و پایداران است.

تا شما از چه کسانی باشید؟ازسازشکاران ذلیل مرده که بنده دینار ودرهم اند،و یا از مومنان فرهیخته که آزاد مرد و با غیرتند،این بسته به غیرت وایمان شماست.

چرا به مقاومت مسلحانه رو آورده ایم

HTML clipboard

اقدامات خصم گینانه و ضد مردمی و ضد اسلامی سر دمداران نظام ولایت فقیه علیه شهروندان اهل سنت و ترور و اعدام های بی رویه و از پیش برنامه ریزی شده رهبران اهل سنت کسانی که هیچ جرمی جز حقگویی و استبداد ستیزی نداشتند از قبیل :

مولوی عبدالملک، مولوی عبدالناصر جمشید زهی، دکتر احمد میرین، شیخ صالح ضیائی ، ملا محمد ربیعی،عبدالعزیز کاظمی، مولوی نورالدین قریبی، مولوی موسی کرمپور،دکترمظفریان، مفتی زاده ، مولوی قدرت الله جعفری،مولوی عبد الوهاب خوافی و... و موارد نقض آشکار حقوق شهروندی از قبیل :

خفقان استفاده از شکنجه و زور، نبود آزادیهای سیاسی، مدنی، عدم آزادی عقیده و بیان دستگیری های بی مورد و پرونده سازی که صرفاً به جهت سرکوب و ارعاب جوانان سنت صورت می گیرد،و راه اندازی دادگاه های تفتیش عقاید و هتک حرمت ها ترویج و تحمل عقاید پوچ صفویه بر جامعه اهل سنت اجحاف و تبعیض های مذهبی نژادی اقدامات وحشیانه و حرکتهای تند روانه و خشونت آمیز عماّل رژیم برخاسته از کور مذهبی و...، باعث سرخوردگی و ناامیدی جوانان سنی مذهب از سر دمداران رژیم گردیده است و عده ای را که دارای حماسه و غیرت دینی هستند به سنگرها کشانده و به دفاع از هویت و مقدسات مذهبی خویش وا داشته است.

با وجودیکه اهل سنت ایران بیش از یک سوم جمعیت کشور را تشکیل میدهند، نه تنها دارای پستهای کلیدی نیستند بلکه از حقوق مسلّم یک شهروند هم بر خوردار نیستند و در معرض انواع نابودی ها قرار گرفته اند.

واقعیت آن است که مردم ما روشهای دموکراتیک،مدنی و صلح طلبانه را برای رسیدن به خواسته هایشان بر هر شیوه و اقدام دیگری ترجیح میدهند،اما دو دوره حکومت خون بار و اختناق آمیز رفسنجانی با فاجعه قتل های زنجیره ای و ده ها جنایت دیگر سپری گردید و خاتمی هم با وجودیکه در هر دو دوره ریاست جمهوری مرهون آرای اهل سنت بود اما با سیاست مزدورانه خود کاری از پیش نبرد و در مورد رفع تبعیض ها وتنگناها اقدامی نکرد و جامعه ی ایران به اصلاحات دروغین و کذایی وی پشت پا وبا هوو کردن وی در دانشگاه تهران به سخنانش خاتمه دادند، و احمدی نژاد این عروسک منتصب ولی خودکامه فقیه خامنه ای که از آستین خودکامگان بیرون کشیده شده است، همچون اسلاف صفویه خویش از هم اکنون چنگ و دندان نشان میدهد و با پرخاشگری و تنش آفرینی و موضع به ظاهر تند سیاست خارجی از یک طرف و ایجاد رعب و وحشت و برقراری حکومت پلیسی در داخل به ویژه در شهرهای مرزی سنی نشین، ماهیت تروریستی و واقعی خودش را به نمایش گذاشته است.

سر دمداران رژیم از بدو انقلاب تاکنون بر فشارها و تبعیض ها افزوده اند و روز بروز حصارهای تنیده شده انحصار طلبان بیشتر و بیشتر گردیده و ملت ایران به ویژه اهل سنت، نه تنها به حقوق مسلم خویش نرسیده اند بلکه بسیاری از رهبران و جوانان خودشان را نیز از دست داده اند، حال اگر مردم برای رسیدن به خواسته هایشان از خود واکنش خشمگینانه ای نشان می دهند، سر نخ آن در بیرون از مرزهای ایران نهفته نیست بلکه در عملکرد چندین ساله خود کامگانیست که بنام دین، دین و دینداران را کوبیدند و در بیداد گاههای خویش تفتیش عقاید راه انداخته اند و در منابر و تکایا و رسانه های گروهی به مقدسات مذهبی بیش از یک ملیارد مسلمان اهل سنت توهین روا می دارند و حق حقوق مردم را پایمال کرده اند و با استبداد مطلق بر گرده ملت حکمروایی می کنند. و در کل، این فشارهای بی وقفه عمال خون آشام رژیم و توهین های یا وه گویان صفویه است که جوانان ما را برای رسیدن به حق و حقوقشان و دفاع از مقدسات مذهبیشان، به سوی شیوه های خشن و قهر آمیز و مقاومت مسلحانه وا داشته است که مسئولیت آن تماماً بر عهده عمال رژیم و شیوه های تبعیضانه سر دمداران اقتدار گرای نظام است. لازم بیاد آوری است که ما با حماسه دینی قیام نموده ایم تا با استعانت از خداوند آینده مکتب بر حق خودمان را تضمین نمائیم، بنابراین مبارزه ما با ظلم و تهاجمات فرهنگی و عقیدتی گروهک ضالّه حجتیه، یک مبارزه شخصی و یا مادی نیست بلکه یک وظیفه دینی و میهنی و یک جریان نیرومند معنوی و عقیدتی است که مسلماًً تا محو کامل اندیشه های شیطانی گروهک حجتیه به مبارزه همه جانبه ی خویش ادامه خواهیم داد.

( و من الله التوفیق)

جنگ با سردستگان کفر و ضلا ل



HTML clipboard

﴿فقاتلوا أئمة الکفر إنهم لا أیمان لهم توبه12

(اگر پیمان هایی را که بسته اند و موکد نموده اند شکستند. و آئین و مکتب شما را مورد طعن و تمسخر قرار دادند، اینان سردستگان و پیشوایان کفر و ضلا لند، پس با سردستگان کفر و ضلال بجنگید ، چرا که پیمانهای ایشان کمترین ارزشی ندارد.)

این یک اصل است ، اصلی که هر مسلمان با غیرتی را به فریاد و خروش فرا می خواند و به مومنان راستین این درس را می دهد که با دشمنان دین اسلام،همان کسانی که دین شما مسلمانان را مورد تمسخر قرار می دهند و به مقدسات مذهبی شما توهین می کنند نه تنها سازش و مماشات نکنید بلکه وظیفه دارید که با آنان بجنگید و آنان را از پای در آورید تا دیگر شهامت و جرات توهین کردن را نداشته باشند.پس جنگ با توهین کنندگان به مقدسات اسلامی یک وظیفه اسلامی است، وظیفه ای که ما اهل سنت را به قیام علیه جباران و خون آشامان صفویه فرا می خواند؛ چرا که ما همه روزه شاهد رفتار های دو گانه و تبعیض های مذهبی و طعنه زنی و تمسخر سر دمداران رژیم ایران به آیین و مقدسات مذهبی مان هستیم، وظیفه ای بس سترگ و هدایتگر که ما را به سنگر مبارزه می کشاند سر بلند و با افتخار زندگی کردن،واستقامت و پایداری در راه دین و عقیده را به ما می آموزاند، و ما را در خط جبهه قرار می دهد، جبهه ای:

حق علیه باطل، داد علیه بیداد، مظلوم علیه ظالم، خون علیه شمشیر، نور علیه تاریکیهای ولایت سالاران جبهه ای مشتهای گرده علیه زور گویان یاوه گوی، و جبهه ای توده های به پا خاسته علیه خود کامکان خود باخته. جنگ با دشمنان همسران پاک پیامبر صلی الله علیه و سلم و مبارزه همه جانبه با تهاجمات فرهنگی و عقیدتی رژیم ولایت فقیه ایران، خط فکری و اعتقادی و عملی مومنان و فرهیختگان راه صحابه است،خط دلاور مردان ایثار گریست که هرگز فریب نیرنگ های دشمنان دین را نخورده و مرعوب یال و کوپال آنان نشده و از گرد باد حوادث و مشکلات که فرا راهشان قرارگرفته و می گیرد هراسی نداشته وندارند،خط حق جویانیست که آخرتشان را به دنیا نفروخته اند.
خط ومشی سنگرداران راستین وافراد متعهد و وظیفه شناسی است که هوشیارانه دراین راه گام نهاده ومی نهند و تحت هیچ شرایطی تسلیم خواسته های دشمن نشده و نخواهند شد و به آرمان ومقدسات خویش ایمان دارند وبر این باورند که سرانجام پیروزی و بهروزی از آن پایداران و پرهیزگاران است.

( و العاقبة للمتقین)